تبليغاتX
به سین

قدیما
شنبه بیست و نهم فروردین 1388 ساعت 8:31
 

 

چند کار کوتاه و تقریبا قدیمی

 =========

در سختگیری این روزها

کدام جنس زندگی ام را نفرین کنم؟

کدام چادر سیاه...؟/ افتاده روی برف

دنبال کدام خانه بگردم/ حالا؟

کدام رمز بی ملاحظه را...؟

 

چسبیده به ردیف اول،روی پله ی راست

با خیابان های اساطیر

 

دوست کاغذی من!

چگونه زنی را نبخشم

که لباس های مرا پوشیده...؟

 

 

============

 

تنها وقتی از تو مي نويسم

مرگ

پشت در این اتاق

معطل مي ماند

و مي گذارد از پنجره

به خيابان خيره شوم

و ببينم

با چه رگ هايي به خانه برمي گردی

و چه خطي را ادامه مي دهی

تا من....

زنده بمانم

 

 =============

 

از شانه هاي خاك

با استخوان هاي درخت

شعله مي كشم

به آبي ها

زمين در زاويه ايستاده

باردار مي شود ....

 

اين روزها...

 

....و برمي گردم

به خاكستري كه از تو داشتم

زير پوستم

 

 

=============

 

وقتی که باید از « چشم » بنویسی

از آبی بنویس

از آبی ها

با خودکار آبی ات بگو که چه آشوبی دارد این نقش

و چه می کند در رنگین کمان ابروها

وقتی که از ابتدا شب است

و از ابتدا....  باریده است

 

با رنگ های دیگر که می نویسی

دنیا چشم یار می شود

که بی مهر است

 

============

 

در فاصله ی بین ماه و درخت

مشغول دل کندن از تو بودم

ستاره ای در فاصله / می درخشید

گردن به نقره ای زدم از دور

یال گرگ بود در نفس اسب

خواستم سکوت کنم

چشمانم پر می شد از تو...

از فرط نام تو............

........زوزه می کشیدم

 

نوشته شده توسط حمید تقی آبادی | موضوع: | لینک ثابت |
هشتادا
شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 11:18
 

 

ریشه در دایره های موازی

 

نگاهي به شكل گيري شعر دهه هشتاد در فضاي سايبر

 

              

سال86 و 87 برای وبلاگ نویسی ادبی ما سال متفاوتی بود.جدا از راه اندازی وبلاگ های متعدد در زمینه ی ادبیات، ارتباطات ادبی در این فضای مجازی شکل دیگری به خود گرفت. اگرچه این جریان از سال ها پیش در ایران راه افتاده بود اما در دو سال گذشته، چند اتفاق بزرگ باعث شد که این نوع نوشتار به عنوان راهی جدید در پیشبرد ادبیات فارسی شناخته شود.یکی از این اتفاقات به گمان من،اقبال گسترده استادان دانشگاه به موضوع وبلاگ نویسی بود.به طوری که بسیاری از استادان صاحب نام و صاحب تالیف فضاهای آکادمیک اقدام به راه اندازی وبلاگ یا وبسایت کردند.این مساله از این زاویه قابل اهمیت است که بدانیم از آغاز راه اندازی وبلاگ های ادبی عموما استادان دانشگاهی با نوع ادبیات و ارتباطاتی که که در فضای سایبر به وجود می آمد،مخالف بودند و طبیعتا به تخطئه ی آن نیز می پرداختند. اما به تدریج این خط شکل دیگری به خود گرفت و قدرت ارتباطی و تبلیغی اینترنت بر مقاومت های آکادمیک چربید و باعث شد خیلی از استادانی که چه بسا هنوز هم کار با کامپیوتر را بلد نبوده و نیستند نسبت به راه اندازی وبلاگ یا وبسایت حساسیت نشان بدهند و چه توسط خود و چه با کمک دیگران با نام خود وبنوشته هایی کوتاه یا بلند در این فضای گسترده و متنوع داشته باشند.

اتفاق دیگر،رواج نوعی نقد است که اصطلاحا به آن «ریویو» یا نگارش نقد کوتاه(مقاله معرفی و بررسی) می گویند.اگرچه شتاب دنیای جدید و ارتباطات اینترتی کمتر مجال نوشتن نقدهای تحلیلی و مفصل را به وبلاگ نویسان می دهد اما در عوض باعث شده که عده ی
بی شماری از شاعران و نویسندگان ما به نوشتن نقدهای کوتاه و در عین حال تئوریک روی بیاورند. این مساله بدون شک در نویسندگان ما ایجاد تفکر کرده؛حتی آنجا که انها با اتکا به آرای شخصی خود درباره ی نوشته ای نظر می دهند نیز موجبات ایجاد تفکر فراهم آمده است. این اتفاق خوشبختانه در دو سال اخیر فراگیری بیشتری یافته و بسیاری از شاعران و نویسندگان ما با اعتماد به نفس بیشتری دست به نوشتن نقد،معرفی و بررسی شعر یا کتاب
زده اند.

اتفاق بعدی که بر روند وبلاگ نویسی ادبیات تاثیر بسزایی گذاشت،رواج چشمگیر نشرهای اینترنتی بود که با استقبال خوب شاعران  و نویسندگان هم روبرو شد.اکثر کسانی که توانایی چاپ کتاب را نداشتند توانستند با استفاده از فضای مولتی مدیایی اینترنت نسبت به چاپ کتابشان اقدام کنند،بدون اینکه با سانسورهای احتمالی نیز مواجه شوند.

این اتفاقات در بیانی کلی،دستمایه ی نوشتن این مقاله است با این پیش فرض و عنوان فرعی که شعر دهه ی هشتاد در فضای سایبر به وجود آمده است.

                              

براي نوشتن اين يادداشت مختصر با خیلی از دوستان شاعر كه به نحوي درگير وبلاگ نويسي هستند گفت و گو کردم.  به سراغ یکی دو تا از استادان دانشگاه كه وبلاگ شخصي دارند هم رفتم.هيچ مقاله يا گفت و گويي نبوده و نيست كه در اين رابطه نخوانده باشم.از مقاله – سخنراني دكتر پاينده ي عزيز گرفته تا صحبت هاي يوسف عليخاني و يادداشت هاي مازيار عارفاني و تك مصاحبه هاي عباسعلي سپاهي يونسي... تا مقالات تخصصي درباره ايجاد وبلاگ واهميت وبلاگ نويسي در دنياي مدرن،همه را زير و رو كرده و خواندم،اما متاسفانه هيچ كدام از اين منابع درباره ي تاثيرگذاري وبلاگ هاي ادبي بر روند شعر معاصرفارسي نكته قابل ملاحظه اي نداشتند.عموم این نوشته ها توصيف يا توضيح وبلاگ،ادبيات و نوع نوشتاردر اين فضاي مجازي اند. در حالي كه فرض اين نوشتار بر اين است كه وبلاگ هاي ادبي و روند رو به رشد استقبال شاعران از آن ها تاثير چشم گير و قابل ملاحظه اي در پيشبرد شعر فارسي و همچنين شكل گيري شعر دهه هشتاد در فضاي سايبر داشته است.اگر بپذیریم که شعر دهه های چهل و پنجاه به جز انتشار کتاب در فضای مجله ای آن دوران متولد شد و شعر دهه شصت در بازار مناسب نشر کتاب به وجود آمد و همچنین شعر دهه هفتاد نیز مولود مجلات تخصصی کشور بود بدون هیچ شکی می توان گفت که شعر دهه هشتاد ثمره وبلاگ نویسی شاعران جوان این دوره است.رکود بازار نشر و ممیزی های سلیقه ای از جمله دلایل اصلی و برون متنی توجه به اینترنت و رویگردانی از روزنامه ها و مجلات در بین شاعران است که در ادامه به آن اشاره خواهیم کرد.

نوشتن عنصر اصلي وبلاگ نويسی است.نسل امروز می نویسد و می خواند.راه بردن یک وبلاگ به هر کیفیتی که باشد حضور در مرحله نوشتار است.این مساله را باید به فال نیک گرفت.توجه به وبلاگ نویسی در فرهنگ ما شاید اولین ثمره اش در معنی کلان این باشد که ماهیت شفاهی فرهنگ ایرانی دارد به سمت مکتوب نگاری پیش می رود.فرهنگ شفاهی عموما فرهنگی تک صدایی است.به شکلی که در آن یک نفر متکلم وحده بوده وبرای دیگران حرف می زند و آن دیگران به عنوان شنونده نقشی آنچنانی در روند پیشبرد آنچه گفته می شود ندارند. ذهن مخاطبان مثل خمیری است که در این فرهنگ توسط گوینده شکل گرفته و ورز داده می شود.فرهنگ ما تا به حال به این شکل پیش رفته،آسیب شناسی آن البته در حوصله و وظیفه این نوشتار نیست ولی اشاره به آن از این زوایه قابل توجیه است که با راه اندازی وبلاگ ها به نحوی پر رنگ،توجه بسیاری از ایرانیان به سمت نوشتار و نوشتن معطوف شده است.و نوشتار به مدد نوشتن در سیطره ذهن های مستقل باعث فراموش شدن فرهنگ تک صدایی،از بین رفتن سانسور و ایجاد فضاهای چند گانه شده است. نوشتني كه تنها خود مخاطب آن نباشي، بلكه هر كسی به عنوان مخاطب در اين فضا اجازه داشته باشد،بخواند وعلاوه بر خواندن اظهار نظر هم بكند، تو را زنده نگه می دارد. ثمره آشکار این وضعیت نیز شکوفایی اندیشه است که نیاز به توضیح ندارد.

امروزه وبلاگ نويسي يكي از دغدغه هاي شاعران دهه هشتاد است «در دوره ای که شاعر برای چاپ کتاب و حتا درج آثارش در مجلات با مشکلات عدیده ای روبروست و گاه حتا به هیچ وجه قادر به چنین کاری نیست ، وبلاگ های ادبی بخش اعظمی از رسالت اطلاع رسانی شعر را به دوش می کشند. در این عرصه شاعران و نویسندگان و منتقدان خوشنام و گمنامی را می بینیم که مشغول فعالیت هستند و بسیار جدی تر از مقوله نشریات به راه خود ادامه می دهند. این موضوع از نیمه دوم دهه هشتاد وسعتی همه جانبه گرفته و نام های جدیدی را بر سر زبان ها انداخته که شاید تا پیش از این چندان جای پای محکمی در ادبیات ژورنالیستی نتوانسته بودند برای خود دست و پا کنند ، ولی امروز به پشتوانه خوشان، ماحصل تلاش شان را عرضه می نمایند و اصطلاحا شیپور خودشان شده اند.»1 شاعران جوان،اين جهان تازه را فتح كرده اند و بيرق سرخي را نيز بر فراز آن افراشته اند كه نشان از هوش و ذكاوت آنها دارد.

درمجموع تاثيرات وبلاگ ها در شعر معاصر را مي توان در چند مورد خلاصه کرد:

*كاهش اقتدار جشنواره ها و انجمن ها:

خیلی ها معتقدند که وبلاگ ها نمي توانند جايگزين انجمن هاي ادبي شوند، زيرا نقد حضوري كه آن را در جلسات نقد و انجمنهاي ادبي شاهديم در وبلاگ ها نيست. می گویند در وبلاگ ها در بعضي موارد حتي مخاطب و مراجعه كننده مطلب را نخوانده نظر مي دهد كه البته بيشتر در قالب تعارفاتي از قبيل «قشنگ بود» يا «عالي بود» است در حالی که اين اتفاق در انجمنهاي ادبي نمي افتد چون در انجمن، صاحب اثر و مخاطب يا منتقد در يك فضا و در كنار هم به بررسي شعر مي پردازند. به نظر می رسد این نکته خیلی درست نباشد،چون برخلاف این نظر،وبلاگ امكان نقد شدن را به سادگی فراهم مي كند. يكي از ويژگي هاي وبلاگ بازخورد است كه با نقد و اظهار نظر از سوي ديگران باعث بالا رفتن آگاهي مي شود، هويت محصول فرآيندي مستمر ميان خود و ديگري، يك ديالكتيك دروني- بروني است.در انجمن های ادبی،مخصوصا انجمن هایی که در سال های اخیر شکل گرفته،امکان نقد،نظر و گفت وگو پیرامون شعر یا جریان های شعری وجود نداشته،چون اصولا انجمن ها تحت تاثیر اندیشه هایی خاص و یکجانبه گراست.اگر کلاسیک است به اندیشه های مدرن توجهی نمی کند و اگر مدرن است به اندیشه های کلاسیک اهمیتی نمی دهد.گاهی هم اگر نقدی در آنها صورت می گیرد به دو شکل انجام می شود:یا کاملا مغرضانه است یا کاملا جانبدارانه.حالت میانه ای به آن صورت در میانه نیست.به همین دلیل انجمن ها در سال های اخیر باعث تخدیر ذهن و زبان بسیاری از شاعران جوان و با استعداد ما شده اند که با رواج وبلاگ ای ادبی از اقتدار کاذب آنها کاسته شده است.آنها به شکل قدیم دیگر با استقبال روبرو نیستند.حالا هر شاعری می تواند اثر خود را با این امکان که مخاطب هایی جهانی داشته باشد روی فضای جهانی وب قرار داده و مورد نقد قرار بگیرد.نقد در اینترنت هم به دلیل ویژگی مکتوب بودن عموما خالی از حب و بغض های رایج در فضاهای انجمنی است. در فضاي مجازي كه تقريبا برابري و تساوي وجود دارد نظر ها و پيام هايي كه در مورد متن ها، گذاشته مي شود همدلي را بالا مي برد. وبلاگ محصول رشد درونى ارتباطات در عالم اينترنت است.

*تمركز زدايي:

این ویژگی به دو شکل بروز می کند:یکی در مرحله آفرینش ادبی و دیگری در مرحله چند مرکزی شدن شعر کشور. در مرحله اول به نظر می رسد یکی از آثار وبلاگ نويسي خارج شدن انحصار توليد محتوا از دست عده اي مشخص است. تا پيش از ورود وبلاگ ها محتواي موجود در ادبیات ما غالبا به دست یک سری افراد مشخص تامین می شد اما با ورود وبلاگ ها هر کاربر اينترنتي توانست در توليد محتواي ادبیات نقشي در حد خود داشته باشد.صدای خود را به گوش دیگران برساند.بتواند خود را به عنوان شاعر مطرح کند.امکان بالا بردن روحیه عمومی ادبیات فراهم شده است.این یعنی اینکه همه بوسیله وبلاگ ها دیده می شوند.

شکل دوم این است که وبلاگ ها روند پایتخت نشینی شاعران که چند سالی بود کمتر شده بود را به حد نازلی از مهاجرت رساند و مرکزیت تهران را در شکل دادن به ذوق عمومی شعر از بین برد.جهان کوچک شده. لازم نیست حتما برای چاپ کتاب یا کار به تهران بروی تا مگر در مطبوعات و انجمن های آنجا دیده شوی.نصف شب در یکی از روستاهای شیروان هم می توانی شعر خوبت را به خیلی از مخاطبان جدی شعر در سراسر جهان معرفی کنی و به عنوان یک شاعر خوب شناخته شوی.

*رونق گرفتن شعر زن

به نظر می رسد یکی از نتایج درخشان شعر دهه هشتاد در فضای سایبر،رشد و شکوفایی شعر زن باشد.قصد تقسیم بندی شعر به مذکر و مونث را ندارم.ولی در این مرحله بخ نناچار باید گفت شعر زن خود را با شعر مردانه فارسی در این چند ساله اخیر به طور مشخصی مرزبندی کرده است. نگاه مردسالارانه رایج در تفکر ایرانی که در ادبیات فارسی نگاه غالبی بوده همواره باعث شده حتی زنانی که دست به سرودن شعر می زنند،قبل از هرچیز دست به سانسور خود زده و در مرحله آفرینش ادبی نسبت به آنچه «درک و حس زنانه»نام دارد جبهه گیری کرده و صداقت شاعرانه خود را به دست فراموشی بسپارند و در بسیاری از اوقات شعرهایی بسرایند که به لحاظ فرمیک بیشتر مردانه هستند تا زنانه.این معضل هنوز هم وجود دارد ولی خوشبختانه با وجود وبلاگ های ادبی دیگر آن تسلط را ندارد.شعر زن با ویژگی های خاصی به طور گسترده در حال تولید است و به تبع آن شاعران زیادی هم به ادبیات معاصر ما معرفی شده اند.

*شناسایی شاعران مستعد

اگرچه به قول یکی از شاعران کشور،«اینترنت باعث تشدید سرقت ادبی شده است» ولی این جریان توانسته در سال های اخیر در کنار سایر ویژگی هایش باعث شناسایی شاعران مستعد و تازه کار نیز بشود. برخی از شاعران مستعد و خلاق انسان های گوشه گیر و منزوی هستند و کمتر حشر و نشر ادبی دارند.خیلی از ما شاید کسانی را بشناسیم که در حوزه شاعری بسیار خلاق اند ولی حاضر نیستند با دیگران ارتباط داشته و در محافل و انجمن ها شرکت کنند، ولی خوشبختانه با استفاده از وبلاگ های ادبی و به دور از جنجال های مرسوم،اینگونه شاعران می توانند آثار خود را به سادگی در معرض نقد و بررسی مخاطبان قرار دهند و از این طریق به دیگران معرفی شوند.

به نظر می رسد این مساله باعث شتاب گرفتن تغییر و تحولات ادبی در کشور ما بشود.شاعران جوان وقتی به مدد این فضای مجازی به موقع و مناسب شناخته شده و مخاطب خود را پیدا کنند می توانند فاصله دوره های ادبی را کوتاه کرده و نوشدن را به عنوان یک ویژگی ادبی مورد تاکید قرار دهند.وقتی فاصله نسل ها و دوره ها کمتر شد،تنوع ژانرهای ادبی گسترش می یابد و تنوع ژانر نیز باعث ایجاد تنوع فکر می شود.این یک امیدواری بزرگ است.

 *مشخص شدن عيارهاي شعري

در گذشته ممکن بود شاعری شعرهای ضعیف را با استفاده از امکانات حمایتی و تبليغي، به مخاطبان عرضه کند و از این طریق،بدون رقیب،خود را شاعری صاحب سبک و دسته اول بداند. منظور از این گذشته هم چند دهه گذشته نیست،همین پنج سال یا دست بالا ده ،پانزده سال پیش را هم می شود گذشته این دوره به حساب آورد. اما حالا قضیه فرق کرده،برج عاج شاعری فرو ریخته است.حالا در مرحله ی قیامت شکل های ادبی هستیم. اینترنت،برابری را جلوه می دهد.همه در شرایطی یکسان بروز می کنند.اگر کتاب شعر فلان شاعر در گذشته مجوز می گرفت و با جار و جنجال های تبلیغاتی به چاپ های متعدد می رسید ولی حالا همه یکدست تولید می شوند.قزوه و لنگرودی و باباچاهی و عبدالملکیان و بهمنی و فلاح و خواجات و موسوی و زنده دل و فاضلی و عارفانی و بروسان و گنجعلی و...خیلی های دیگر از نسل ها و نحله های مختلف فکری و سنی همه در یک ترازوی مشخص مورد نقد و بررسی قرار می گیرند و عیارشان محک می خورد. دیگر جارو جنجال کسی را شاعر نمی کند.رسانه ها نمی توانند کتاب کسی را به چاپ چندم برسانند.مخاطبان حرفه ای حالا تعیین کننده اند.ممکن است شاعری که چند سال پیش یکه تاز بوده،حالا در بازخوانی های جدید شعر معاصر جایگاهی نداشته باشد. کما اینکه این اتفاق برای خیلی از به اصطلاح شاعران دو دهه ی اخیر افتاد و انها در دهه ی تقویمی هشتاد نتوانستند شعر خود را حتی با زور تبلیغات و استفاده های از رسانه های دولتی به مخاطبان هوشیار شعر امروز تحمیل کنند.

*ارتباطات موثر:

 حسن وبلاگ‌ براي خود فرد این است كه نسبت به حرفه‌اش، آگاه‌تر مي‌شود وهمچنين مي‌تواند با شبكه‌ي لينك‌هاي مختلف با دیگران، ارتباط برقرار كند.من توی این دو سه سالی که وبلاگ نویسی می کنم،با خیلی از شاعران جنوبی و شمالی کشور ارتباط برقرار کرده ام.برخلاف تصور رایج که می گوید اینترنت روابط را کم می کند،وبلاگ ها باعث دوستی های تاثیرگذار زیادی شده اند. برای مثال اگر اينترنت نبود ، نهايت چيزي كه ما مي توانستيم از مثلا مهرداد فلاح یا محمد علی بهمنی بشناسيم، «دارم دوباره کلاغ می شوم» و «گاهی دلم برای خودم تنگ می شود» بود،آنهم در این بازار نابسامان نشر خیلی محتمل نبود.ولی حالا که ما می دانیم اینها وبلاگ دارند می رویم و با آنها رابطه برقرار می کنیم.درباره شعرشان نظر می دهیم با آنها مصاحبه می کنیم.بحث کرده و جلو می رویم. به جرئت می توان گفت که در چهار یا پنج سال گذشته و در همین وبلاگ های ادبی به اندازه کل شعر معاصر ما شعر تولید شده و درباره آنها نقدهای کوتاه و خوب نوشته شده،تجربه های خوب شاعری ظهور و بروز کرده و بنیان های تحولات عظیم ادبی پایه گذاری شده است.

*تخصصي كردن حوزه هاي شعري

دنیای مدرن،دنیای تخصص هاست.ریز شدن در کوچکترین جزئیات زندگی.شعر امروز شعر مخاطبان خاص است.به خصوص شعری که در سایبر شکل می گیرد به شدت نخبه گرا و تخصصی ست.کسانی را به خود جذب می کند که به دنبال سوالی به آن مراجعه کرده اند.تفکر برانگیز است. همچنین وبلاگ ها از این زاویه حوزه های شعری را تخصصی کرده اند که مخاطبان و شاعران هر طیفی را به سمت هم کشانده اند.طرفداران غزل کلاسیک می دانند باید به چه وبلاگ هایی سر بزنند.شاعران غزل پست مدرن با هم در یک دایره وسیع مرتبط هستند. شاعران آزاد سرا و متفاوت هم به همین ترتیب یکدیگر را شناسایی کرده و با هم در ارتباطند. هوای یکدیگر را دارند، باهم داد و ستد می کنند، نقد و نظر دارند .حاضر نیستند وبلاگ های غیر ادبی را در لیست شان اضافه کنند و وبلاگ های ادبی غیر تخصصی را از دایره ادبیات خود خارج می کنند.

*عبور از بحران مخاطب

اینترنت تا حدودی بحران مخاطب در حوزه شعر را رفع کرده.شاعرانی که مخاطبان سنتی خود را داشته و به حوزه وبلاگ نویسی وارد نشده اند از این قضیه مستثنی هستند ولی شاعرانی که با اندیشه های تازه و پیشرو قدم به حوزه شعر گذاشته اند دیگر با موضوعی به عنوان بحران مخاطب روبرو نیستند چون مخاطب حرفه ای به راحتی آنها را در دسترس دارد و آثارشان را مورد مطالعه می دهد.

***

اين ويژگي ها منحصر به فردند.كلي نسيتند و نمي توان آن ها را درباره مقاطع ديگر شعر فارسي به كار برد.چون به عنوان مثال در هيچ كجاي تاريخ شعر ما مثل الان و به مدد بهره گرفتن از اينترنت شعر زن نتوانسته اينچنين به شكوفايي برسد.امكان ابراز زنانگي در شعر يكي از واقعيات ايجاد وبلاگ ها در دهه هشتاد بوده است.ساير ويژگي ها هم از اين خصلت بهره ورند.نتیجه همه این ویژگی ها همانطور که در ابتدا هم گفته شد شکل گیری شعر دهه هشتاد و آغاز دوران جدیدی از شعر معاصر فارسی است که با استفاده از امکانات مجازی ژانرهای تازه ای را به ادبیات ما معرفی کرده و می کنند.به عنوان مثال مولتی مدیا بودن اینترنت به شاعران این امكان را می دهد تا با استفاده از عواملی چون موسیقی، تصویر و دیگر امكانات تبلیغی، شعرهای خود را در فضای وب قرار داده و امکانات بصری و زبانی شعر را مضاعف کنند.آفتاب آمد دلیل آفتاب

 

 

 

نوشته شده توسط حمید تقی آبادی | موضوع: | لینک ثابت |